چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۸

«وحید چاووش» در گفتگو با «سینماپرس» مطرح کرد:

متأسفانه فضای مدیریتی امروز «رسانه» بیش از گذشته «محافظه‌کار» و «متمرکز» شده است/ «بدنه مدیریتی» در بهره‌گیری از ظرفیت «نیروهای فرهنگی» با محدودیت و تردید بیشتری مواجه است

وحید چاووش

سینماپرس: «وحید چاووش» با بیان این مطلب که احساس می‌کنم هنوز هم سینمای مستند در نگاه مدیران فرهنگی به اندازه سینمای داستانی اعتبار ندارد؛ گفت: تصور غالب این است که اگر یک کارگردان موفق داستانی وارد این میدان شود، حتماً نتیجه بهتری خواهد گرفت؛ در حالی که مستندسازی، زبان، تجربه و نگاه متفاوتی می‌خواهد. بیشتر افرادی که  برای ساخت آثار مربوط به تشییع پیکر رهبری  انتخاب شده‌اند، فیلمسازان داستانی هستند، نه مستندساز. این یعنی احتمالاً قرار است با نگاهی داستانی به سراغ این واقعه بروند. شاید این نگاه در جای خود ارزشمند باشد، اما به نظر من یک ضعف قدیمی در مدیریت فرهنگی ما را هم نشان می‌دهد؛ اینکه هر وقت با یک اتفاق مهم روبه‌رو می‌شویم، اولین انتخاب مدیران، فیلمسازان داستانی هستند، در حالی که ظرفیت مستندسازان کمتر دیده می‌شود.

«وحید چاووش»، تهیه‌کننده و کارگردان سینمای مستند، در گفت‌وگو با خبرنگار سینماپرس، با انتقاد از سپردن ساخت مستند مراسم تشییع پیکر امام شهید، آیت‌الله «سید علی خامنه‌ای»، به سینماگران داستانی، این رویکرد را ناشی از بی‌توجهی مدیران فرهنگی به ظرفیت مستندسازان دانست و اظهار داشت: امیدوارم از میان فیلم‌هایی که این روزها درباره تشییع امام شهید «آیت الله سید علی خامنه ای» ساخته می‌شود، در نهایت اثری ماندگار و باشکوه شکل بگیرد؛ فیلمی که بتواند عظمت این سوگ جمعی، عمق احساسات مردم و ابعاد تاریخی این اتفاق را به تصویر بکشد. فرقی هم نمی‌کند سازنده آن چه کسی باشد؛ آقای میرکریمی، آقای افخمی، سازمان اوج یا هر مجموعه دیگری که امروز در حال تولید اثر است. مهم این است که خروجی کار، اثری باشد که در شأن این واقعه باشد.

وی افزود: البته نکته ای که وجود دارد این است که بیشتر افرادی که برای ساخت آثار مربوط به تشییع پیکر رهبری انتخاب شده‌اند، فیلمسازان داستانی هستند، نه مستندساز. این یعنی احتمالاً قرار است با نگاهی داستانی به سراغ این واقعه بروند. شاید این نگاه در جای خود ارزشمند باشد، اما به نظر من یک ضعف قدیمی در مدیریت فرهنگی ما را هم نشان می‌دهد؛ اینکه هر وقت با یک اتفاق مهم روبه‌رو می‌شویم، اولین انتخاب مدیران، فیلمسازان داستانی هستند، در حالی که ظرفیت مستندسازان کمتر دیده می‌شود.

کارگردان مستندهای «علی پسر موسی» و «روزگار یک چهل ساله» با بیان این مطلب که احساس می‌کنم هنوز هم سینمای مستند در نگاه مدیران فرهنگی به اندازه سینمای داستانی اعتبار ندارد؛ تصریح نمود: تصور غالب این است که اگر یک کارگردان موفق داستانی وارد این میدان شود، حتماً نتیجه بهتری خواهد گرفت؛ در حالی که مستندسازی، زبان، تجربه و نگاه متفاوتی می‌خواهد.

او ادامه داد: برای خود من هم جالب بود که با وجود سال‌ها فعالیت در این حوزه، هیچ‌یک از مجموعه‌هایی که امروز مسئول تولید این آثار هستند، حتی برای شنیدن ایده‌هایم سراغم نیامدند؛ نه صداوسیما، نه سازمان اوج و نه هیچ نهاد دیگری. این را از سر گلایه شخصی نمی‌گویم، بلکه می‌خواهم بگویم گاهی حتی ظرفیت ایده‌ها هم نادیده گرفته می‌شود.

چاووش با تشریح دغدغه‌های خود درباره تبیین ابعاد شخصیتی و جایگاه رهبر شهید، بیان کرد: اگر از من بپرسند مهم‌ترین فیلمی که امروز باید ساخته شود چیست، پاسخ دیگری دارم. به نظر من مسئله فقط ثبت تاریخ نیست؛ ثبت این تشییع را صدها دوربین و هزاران تلفن همراه انجام می‌دهند و این بخش از تاریخ از بین نخواهد رفت.

وی تاکید کرد: مسئله مهم‌تر، اصلاح روایتی است که طی سال‌ها درباره رهبری در ذهن بخشی از جامعه شکل گرفته است. در مقاطعی از تاریخ، بخشی از جوانان با تصویری از ایشان مواجه شدند که او را صرفاً یک دیکتاتور می‌دید. شعارهایی که در آن سال‌ها داده شد، نشان می‌دهد چنین تصویری در ذهن عده‌ای شکل گرفته بود. به نظر من، اگر قرار است فیلم مهمی ساخته شود، باید به این پرسش پاسخ دهد؛ آیا این تصویری که از رهبری ساخته شده، تصویر دقیقی است! اگر شخص دیگری با همین میزان قدرت در چنین جایگاهی قرار می‌گرفت، چگونه رفتار می‌کرد! آیا همه واقعیت دیده شده است یا فقط بخشی از آن!

او ادامه داد: حتی اگر تعداد کسانی که چنین برداشتی دارند کم باشد، باز هم عدد کمی نیست. همین هم کافی است که ساخت اثری برای بازخوانی این تصویر، به یک ضرورت فرهنگی تبدیل شود. اگر امروز بتوانیم تصویری دقیق‌تر، منصفانه‌تر و مبتنی بر واقعیت از این شخصیت ارائه کنیم، به گمان من بزرگ‌ترین خدمتی است که یک اثر مستند می‌تواند هم به تاریخ و هم به جامعه انجام دهد.

کارگردان مستندهای «سقف آسمان» و «خبرنگار جنگ» تصریح نمود: به نظر من، پیش از هر چیز باید به این پرسش پاسخ دهیم که اساساً چرا چنین تصویری از رهبری در ذهن بخشی از جامعه شکل گرفته است. چه عواملی باعث شده عده‌ای به چنین برداشتی برسند! به اعتقاد من، این تصویر حاصل یک عامل واحد نیست، اما بخشی از آن به عملکرد اطرافیان و وابستگان رهبری بازمی‌گردد.

وی افزود: گاهی رفتار برخی مسئولان، مدیران یا ائمه جمعه، به‌جای آنکه موجب نزدیکی نسل جوان به نظام شود، فاصله و دلزدگی ایجاد کرده است. برای نمونه، در برخی موضوعات فرهنگی، از جمله مسئله حجاب، شیوه برخی برخوردها نه‌تنها اثر اقناعی نداشته، بلکه بخشی از جوانان را از جمهوری اسلامی دور کرده است.

او ادامه داد: به همین دلیل، از نظر من یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که چه تعداد از مردم چنین برداشتی از رهبری دارند؛ هرچند حتی اگر این گروه اندک هم باشند، باز نمی‌توان از کنار آن به‌سادگی گذشت. دغدغه من ارائه تصویری تبلیغاتی از رهبری نیست، بلکه تلاش برای نزدیک کردن این تصویر به واقعیت است؛ تصویری که بر پایه اسناد، روایت‌های معتبر و واقعیت‌های تاریخی شکل گرفته باشد. در این زمینه، مستندات فراوانی وجود دارد.

این مستندساز با انتقاد از عملکرد مجموعه‌های فرهنگی و رسانه‌ای نزدیک به بیت رهبری در ایجاد برداشت‌های نادرست از ابعاد شخصیتی رهبری در افکار عمومی، اظهار داشت: به باور من، یکی از بزرگ‌ترین جفاهایی که در حق رهبر شهید شده، همین است که بخش مهمی از جامعه تصویری ناقص یا یک‌سویه از ایشان در ذهن دارد. بخشی از مسئولیت این وضعیت نیز متوجه مجموعه اطراف رهبری است. در طول سال‌ها، دیدارها، تصاویر و لحظات ارزشمند بسیاری از ایشان ثبت شده، اما بخش قابل توجهی از این سرمایه تصویری یا در آرشیوها باقی مانده، یا هیچ‌گاه منتشر نشده و یا امکان دسترسی مستندسازان مستقل به آن فراهم نبوده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، روایت کامل و دقیقی نیز به جامعه منتقل نشود.

وی یادآور شد: البته مسئله به همین‌جا محدود نمی‌شود. شکل‌گیری این تصویر، حاصل مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است و نمی‌توان آن را به یک علت تقلیل داد. اگر قرار باشد فیلم مهمی درباره رهبری ساخته شود، به نظر من مأموریت اصلی آن باید واکاوی همین عوامل و ارائه روایتی منصفانه و مستند از این شخصیت باشد؛ روایتی که هم به حقیقت تاریخی وفادار باشد و هم بتواند به فهم دقیق‌تر جامعه از این دوره کمک کند.

چاووش در مورد بزرگترین آرزوی این روزهایش گفت: سال‌ها پیش، آرزویم این بود که بتوانم زمینه زیارت امام حسین علیه‌السلام را برای چند نفر فراهم کنم و انگیزه‌ای در آن‌ها برای قدم گذاشتن در این مسیر ایجاد شود. امروز اما بزرگ‌ترین آرزویم این است که اگر حتی ده یا بیست نفر از جوانانی که روزی با این تصور، شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر داده‌اند، پس از دیدن یک روایت دقیق و مستند به این نتیجه برسند که تصویرشان از رهبری کامل نبوده است.

وی افزود: احساس کنم به مهم‌ترین هدف فرهنگی خود رسیده‌ام. اگر چنین روایتی بتواند نگاه بخشی از آنان را نسبت به کشور، مردم و جمهوری اسلامی اصلاح کند، آن را بزرگ‌ترین دستاورد خود خواهم دانست. تمام دغدغه من در همین معنا خلاصه می‌شود.

این مستندساز در ادامه گفت و گو با انتقاد از رویکرد مدیران رسانه ملی بیان کرد: سه ماه پیش طرحی با همین رویکرد ارائه کردم، اما متأسفانه فضای مدیریتی امروز رسانه، بیش از گذشته محافظه‌کار و متمرکز شده است؛ تا جایی که کمتر مدیری جرئت تصمیم‌گیری مستقل دارد. گاهی احساس می‌کنم فرایندهای پیچیده اداری، فرصت خلاقیت را از میان برده‌اند.

او ادامه داد: سال‌ها در رسانه فعالیت کرده‌ام. حدود بیست سال پیش، در شبکه سه، ۲۶ برنامه مصوب داشتم. برای تولید آن‌ها نیازی نبود از افراد متعدد درباره اصل ایده یا سوژه کسب تکلیف کنم؛ سوژه را پیدا می‌کردم، طراحی می‌کردم، تولید می‌کردم و مسئولیت آن را نیز بر عهده می‌گرفتم.

وی تاکید کرد: امروز اما برای به ثمر رسیدن یک ایده، باید از فیلترهای متعدد مدیریتی عبور کرد؛ فرایندی که در بسیاری از موارد، انرژی و انگیزه خلاقه را از میان می‌برد. طرح ارائه می‌شود، ضرورت آن توضیح داده می‌شود، اما در نهایت ممکن است تصمیم نهایی را افرادی بگیرند که نه شناخت عمیقی از موضوع دارند و نه تجربه مستقیمی در آن حوزه.

چاووش تصریح نمود: من نزدیک به سی سال است که در رسانه فعالیت می‌کنم و دوره‌های مختلف مدیریتی، از آقای لاریجانی تا آقای ضرغامی، آقای سرافراز و آقای علی‌عسگری را از نزدیک دیده‌ام. در همه آن دوره‌ها اختلاف‌نظر وجود داشت، اما گفت‌وگو و تعامل فرهنگی نیز جریان داشت. امروز بیش از هر زمان دیگری احساس می‌کنم ساختار تصمیم‌گیری رسانه به سمت تمرکز و احتیاط بیش از حد حرکت کرده و بدنه مدیریتی، در بهره‌گیری از ظرفیت نیروهای فرهنگی، با محدودیت و تردید بیشتری مواجه است.

«وحید چاووش» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: همیشه این پرسش برای من وجود دارد که چرا باید با سرمایه‌های فرهنگی کشور چنین برخوردی شود. در کمتر کشوری می‌توان دید که تجربه، ایده و ظرفیت نیروهای فرهنگی تا این اندازه نادیده گرفته شود.

نظرات

  • محمدحسین ۱۴۰۵/۰۴/۲۴ - ۱۶:۴۱
    0 0
    تو مسئله‌ی حجاب که تو همه‌ی حوزه‌ها عقب‌نشینی شده مرد حسابی! با خوش‌رقصی کردن برای سکولارها نمی‌تونید دل‌شون رو به دست بیارید. تا از دین‌تون دست برندارید، اون‌ها از شما راضی نمی‌شن.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.